
متن مداحی
بر جلوهی روی ماه مهدی صلوات بر جذبهی هر نگاه مهدی صلوات ما را نبود چو هدیهای در خور او بفرست به پیشگاه مهدی صلوات دانی ز چه کعبه غرق انوار آمد روشن ز تجلی در و دیوار آمد در سیزده رجب ز رخسار علی ماه شب چارده پدیدار آمد ای کعبه داری یک جهان جان در بر امشب الحق که داری یک جهان جان در بر امشب الحق که از هرشب شدی زیباتر امشب آغوش جان را باز کن جانانه امد هنگام قربانیست صاحبخانه آمد جبریل را از بهر دربانی بیاور مانند اسماعیل قربانی بیاور ای کعبه حق صاحب خود را ادا کن حجاج را در مقدم مولا فدا کن خیل ملائک کعبه را در بر گرفتند بتها به کعبه ذکر یا حیدر گرفتند حجر و هجر، رکن عراقی رکن شامی گویند مولا مقدمت بادا گرامی زمزم به اشک شوق جان را شستشو ده هر چهار رکن کعبه را باهم وضو ده مکه تجلی گاه تا داور گشته امشب کعبه گریبان چاک حیدر گشته امشب ای کعبه بنگر وجه الله الصّمد را آغوش بگشا بار ده بنت اسد را تاریخ میگوید علی مولود کعبه است مولود کعبه نه بگو موعود کعبه است او پیش تر از کعبه بوده نکته اینست پس کعبه مولود امیرالمومنین است مکه به توفیق ولایت محترم شد امشب حرم از مقدم مولا حرم شد سریست در این خانه باید لب فرو بست حتّی حرم این راز پنهان را ندیده است از چهار رکن کعبه پرسیدم علی کیست گفتند با حیرت خدا هست و خدا نیست حجر و صفا و مروه و زمزم ندانست از بیت کردم این سالو هم ندانست تصویر حُسن غیب در آیینهی اوست قرآن نازل نا شده در سینهی اوست از اوّل خلقت علی مشکل گشا بود عالم نبود و آن جمال دل گشا بود او از خدا حکم دو عالم را گرفته او در تکامل دست آدم را گرفته خورشید اسرار درون را با علی گفت پیش از درخشیدن همانا یا علی گفت پیغمبران هم با علی بودند و هستند پیش از نبوّت با خدا این عهد بستند جبریل ذکر لافتی الّا علی گفت حتّی محمّد هم به خیبر یا علی گفت حکم از خدا بود و قلم دست علی بود در فتح خیبر هم علم دست علی بود اوصاف حیدر را نماید کس چگونه؟ جان محمّد را ستاید کس چگونه؟ خلقت کجا داند کجا داند علی کیست تنها خدا داند خدا داند علی کیست این کفر نَبوَد تا خدا دارد خدایی با دست حیدر میکند مشکل گشایی آنان که از میزان حق، حق را ربودند والله خاک کفش قنبر هم نبودند کی فتح کرده بدر و احزاب و احد را کی کشته با یک ضربه عمر عبدود را کی در شب معراج با احمد نشسته کی بر سر دوش محمّد بت شکسته کی کرده در میلاد قرآن را قرائت کی خوانده بر کفّار آیات برائت کی جز علی نفس پیمبر شد بگویید آیینهی زهرای اطهر شد بگویید کی در اخوّت شد برادر با محمّد کی غیر حیدر شد برابر با محمّد کی بهر حفظ جان احمد ترک جان گفت کی جان بر به کف گرفت و جای مصطفی خفت کی یک تنه ره بست بر خیل عدو تنگ کی بر بدن آمد نود زخمش به یک جنگ کی جز علی بر خصم خود شمشیر بخشید کی جز علی یک شب چهل منزل درخشید کی مثل حیدر جوشن بی پشت پوشید کی در تمام جنگها چون او درخشید کی جز علی از اشک طفلی داشت پروا کی غیر حیدر با محمّد کرده نجوا ای اهل عالم ایهی اکمال دین چیست این لا فتی الّا علی دربارهی کیست آن کس که خواندش خواجهی کلّ کلّ دین کیست میزان حق غیر از امیرالمومنین کیست ای تیغ حق از بدر تا صفین حیدر نفس محمبد یا ابوالسبّطین حیدر شیر خدا و شیر پیعمبر تویی تو حیدر تویی حیدر تویی حیدر تویی تو تو مصطفی را مهری و قهری علی جان او شهر علم و تو در شهری علی جان این شهر غیر از تو در دیگر ندارد اسلام جز تو یا علی حیدر ندارد تو پای تا سر رحمه للعالمینی هم جان شیرین نبی هم جان شیری من چیستم یک قطرهی ناچیز ناچیز کز بحر جودت گشتهام لبریزِ لبریز بی تو خدا را بندگی کردم نکردم جز با ولایت زندگی کردم نکردم تابید از اوّل در دلم نور هدایت هرگز نخواندم یک نماز بی ولایت یک باع گل دارم اگر خادم علی جان هرکس که هستم دوستت دارم علی جان لطف غیورت کی مرا وا میگذارد کی در جهنبم دوستت پا میگذارد دوزخ که جای دوستان مرتضی نیست آخر جهنّم را مگر شرم و حیا نیست حتّی اگر در قعر دوزخ پا گذارم از شعلههای خشم آن باکی ندارم با این سخن داد از درون دل برآرم آتش مسوزان من علی را دوست دارم میثم همین است و همین است و جز این نیست دین جز تولّای امیرالمومنین نیست
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.