
متن مداحی
(دختری شاداب بودم رنج وغم آموختم)2 آن چه میبایست را با سن کم آموختم پیکرم افتاد اسم تو نیافتاد از لبم فاطمی سینه زدن پای علم آموختم میگرفتم چادر خود را به دندان مثل مشک استقامت را ز سردار حرم آموختم گوشواره ام را خودم دادم به دخترهای شام من ز حاتم بخشی شاه کرم آموختم (من فقط تا ده بلد بودم که بشمارم)2 ولی تا هزار و نهصد و پنجاه هم آموختم گم شدم گم شدم یا نور گفتم مادرت از ره رسید (یا نور داره زجر میرسه از دور)2 نمونده چاره ای واسم وای عمو عباسم داره میلرزه دست و پام از حرفهای روی لبش واویلا میسوزه هنوز جای سیلی دیشبش رو چشمامه کبودی بابا وای از مرد یهودی بابا مادر اومد( نبودی بابا) (مردم مثه مادرت کتک خوردم)2 (نمیشه درد من آروم)2 شکسته شد پهلوم (از بالای نی رو سرم)2 میریزه خون حنجرت سیلی خوردم از ساربان تو دستش بود انگشترت همونی که ازم پدرم رو گرفت با یه عده حرومی دور حرم رو گرفت تو نبودی به زور معجرم رو گرفت اومدم فرار کنم موی سرم رو گرفت (الشام الشام الشام خیزران وصورت بابا)2 رقیه دخترت جون داد سر رو زمین افتاد (چی بگم از بزم حرام نامحرم بود و زینبت)2 هر چی میگفتم نزن محکم تر میزد رو لبت درد وعذاب و گذاشت کنار سر تو جام شرابو
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.