
متن مداحی
در آن کرانه که دل با ستاره همزاد است به من اجازهی تا اوج پَرزدن دادهست در آن کرانه که همواره یک نفر آنجاست که در پذیرشِ مهمان همیشه آمادهست در آن کرانه که خورشید، پیشِ یک گنبد بدونِ رنگ ز بازارِ حُسن افتادهست همیشه از تو سرودن، چه سخت و شیرین است شبیهِ تیشهزدنهای سختِ فرهاد است سوال میکند از خود هنوز آهویی: که بِینِ دام و نگاهت کدام صیّاد است؟ دلم که دستِ خودم نیست این دلِ غمگین همان دلیست که جا مانده درگوهرشاد است **** آقایی مثلِ تو پیدا نمیشه وقتی صحبت میشه نوکرات میگن اِنقَدَر مریضارو شفا میدی اینو خاطراتِ دفترات میگن بگم و نگم چه فرقی میکنه؟ اَهلِ عشقیم اینو کفترات میگن قربونِ کبوترای حَرَمت قربونِ اینهمه لُطف و کَرَمت بر مجلسِ ما صَفا بده زهراجان بر دیدهی ما ضیاء بده زهراجان بر دورِ سرِ رضا بگردان چیزی آن را صدقه به ما بده زهراجان
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.