
متن مداحی
هنوز خم نشد شاخههای بیثمرت درخت خشک قنوتم کجاست برگ و برت گناه، ظرفیت اشک را گرفت از تو آهای کاسهی چشمم چه آمده به سرت شکسته پَر شدهای یا کریمِ بامِ کریم هوای نفْس چه زخمی زده به بال و پَرت خدا خدای لبم را زِ من مگیر خدا بیا و رحم کن ای رحم به عبد بیهنرت تمام سود مناجات تو دَم صبح است ضرر نکرده کسی که نشسته تا سحرت رفیق بندهنوازی و ما فقیرِ نیاز نمیشود که بیفتد به حال ما نظرت به حُرمت رمضان کاسهی مرا پُر کن ببین گدای قدیمی رسیده پشت درت امید طفلِ خطاکار مادر است فقط گدای فاطمه، آن باوقارِ معتبر است زمان مردن ما میرسد بزرگِ نجف علی بشارت دیدار داده بر بشرت به روزهدار بگویید روضه افطاری است نه چند دانهی خرما نه چای پُر شکر است شرم دارم که بگویم که سخن از تشنهلبی تشنه آن بود که میگفت به لشکر جگرم فدای تشنهلبی که دو قطره گریه بر او برای وصل خداوند کرده تشنهترم صدای خواهری از روی تل بلند شده فدای حنجر خشکِ تو مادر و پدرم هزار نیزه و شمشیر و تیغ جای خوردش خدا به خیر کند نعل و جسم مختصرش
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.