
متن مداحی
درد بسیار و غم فراوان است خوشی از دیدنم گریزان است خانهام ریخت بهم چه کنم فدکم پایمال طوفان است شاخه یاس از کمر تا شد رد خون در تمام گلدان است چند وقتیست کل زحمت من گردن فضه و علی جانست پیش روی علی زدن مرا شهر اسلام بیمسلمان است هر دو تا گونه ورم دارد ماه پشت ابر پنهان است این سه ماه نشسته خوابیدم آخ درد دنده بدون درمان است مثل یک سایهام سبک شدهام جابهجا کردنم چهار سال است خبر احتضارم امدهست یکی بین کوچه خندانست سورهی کوثرم دو آیه شده آیهای بین آتش خانهست قاتلم آن قلاف آهنی است قاتلش ضرب پای شیطان ست بسترم گرچه رو به قبله شده اما چَشمهایم به سوی طفلان ست حسنم را اینطور مواظبت کن کاسهی آب یادتان نرود پسر کوچک من عطشان است من برایش لباس دوختم او ولی بین مقتل عریانست به جواب دعایی یارانش سمت این کشته نیزه باران ست پسرم زیر دِشنه میماند دخترم روی تَل پریشانست دست او بیعقیق و بیانگشت قبلهی حاجت سلیمانست
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.