
متن مداحی
درد عشقی کشیدهام که مپرس زهر هجری چشیدهام که مپرس گشتهام در جهان، آخر کار دلبری برگزیده ام که مپرس سوی من، لب چه میگزی که مگوی لب لعلی گزیدهام که مپرس بیتو در کلبه ی گدایی خویش رنجهایی کشیدهام که مپرس من به گوش خود از دهانش دوش سخنانی شنیدهام که مپرس طفل سه ساله که کتک نداره اون که قباله ی فدک نداره
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.