
متن مداحی
درد و بلات به جونم بابایِ مهربونم دردم بیاد جایی نمیرم، پیش تو من میمونم داره میگه از، خاطراتِ کوفه و شام داره میگه از، روضه هایِ سنگِ از بام از اون شبی، که گم شدش، توی بیابون از سیلیِ، زجرِ لعین، از طعنه دشنام بابا نبودی، دامنم آتیش گرفت گلهای سرخِ، پیرهنم آتیش گرفت از سوزش تازیونه هایِ دشمن بابا کبودیِ تنم آتیش گرفت بابایی، چرا لبات خونی شده بمیرم، چرا موهات خونی شده بابایی، رو ابروهات خورده ترک بمیرم، چرا چشات خونی شده من الذی ایتمنی یا ابا از چه تو خونین دهنی یا ابا
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.