
متن مداحی
درسینه ناله ایست شرر بار ای پدر هر ناله ایست حاوی اسرار ای پدر از رازهای من احدی نیست باخبر نه کودکان نه حیدر کرار ای پدر باز آمدم که با تو کمی درد دل کنم از روزگار و مردم بی عار ای پدر یادت که هست از همه بودم عزیزتر حالا ببین چگونه شدم خار ای پدر دیگر کسی یتیم تو را سر نمی زند از یاد رفته دخترت انگار ای پدر شهری که تا تو بودی، امان داشت کافرش یکباره شد به فرق من آوار ای پدر آن مهر و رأفتی که تو گفتی حقوق ماست تبدیل شد پس از تو به آزار ای پدر هیزم رسید و، در غم از دست دادنت شد جای گل نثار عزادار ای پدر با این که زود شعله ی آتش فرونشست اما به جا گذاشته آثار ای پدر صوت ضعیف و سرفه پی در پی ام ببین این است شرح حال من زار ای پدر یاسی که کاشتی تو در این باغ، خشک شد پرپر شد از هجوم چهل خار ای پدر گل برگ های یاس تو، نیلوفری که نه بارنگ لاله ماند به دیوار ای پدر هنگام راه رفتن خود می خورم زمین هستم نیازمند پرستار ای پدر حتی زیارت آمدن مشکلم شده از آه دودیده ای که شده تار ای پدر از ضربه ی غلاف همین نکته کافی است افتاده دست دخترت از کار ای پدر این رنجها مرا که جوانم، زپا نشاند وای از سه ساله کودک بی یار ای پدر موی سفید و قدٌ خم و روی نیلی ام گردد برای او همه تکرار ای پدر دنبال نیزه ی سر بابا دویدن است در بین سلسله است چه دشوار ای پدر تنها پناه معجرش عباس میشود ای وای از نبود علمدار ای پدر
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.