
متن مداحی
دریای بی انتهاییست پیمانه کوچک من کوهیست با یک فلک صبر بر شانه کوچک من از زلف خود گسترم فرش وز اشک شویم زمین را چون میهمان بزرگیست در خانه کوچک من دیشب به رویا شنیدم میگفت بابای شهیدم فردا تویی میهمانم ریحانه ی کوچک من *** من روی نی شمع بودم یک مشت پروانه دورم دیدم که بال و پرش سوخت پروانه ی کوچک من اخر ز جور زمانه مانند زهرا شبانه در خاک ویرانه شد دفن دردانه کوچک من من خورد و سالی غریبم بر درد جان ها طبیبم صد کاروان دل شده گم در لاله کوچک من ***
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.