
متن مداحی
(در اَزل، دست با خدا دادی...) ۴ دست بالای دست حیدر نیست یَدالله علی علی ... (تیغ طوفان سوار میگوید قبضهی کهنه کار میگوید) ۲ فاتح کارزار میگوید دم به دم ذوالفقار میگوید دست بالای دست حیدر نیست یَدالله علی علی ... (باز در جنگ خار و خس افتاد) ۲ برق تیرش پی هَرس افتاد سَر به سَر، سَر به پیش و پس افتاد مَلَکُ الموت از نفس افتاد دست بالای دست حیدر نیست یَدالله علی علی ... (خسته از فتنهها نشد، جنگید) ۲ فارغ از روح و کالبد، جنگید تا که جان داشت، تا که شد جنگید با نَود زخم، در اُحُد جنگید دست بالای دست حیدر نیست یَدالله علی علی ... (در نجف گبر و صوفی و هندو) ۲ مست از لا اله الا هو چه بگویم از آن خم ابرو میشود دست دشمنانش رو دست بالای دست حیدر نیست یدالله علی علی... (فارق از قیل و قال میگویند) ۲ مستند با مثال میگویند از بِحار و خِصال میگویند (نطفههای حلال میگویند) ۴ دست بالای دست حیدر نیست یَدالله علی علی... (این مّثل از زبان اغیار است) ۲ (دست بالای دست، بسیار است) ۲ (شَرح نَقلش هزار طومار است) ۲ شک نکن عالمی خبردار است دست بالای دست حیدر نیست یَدالله علی علی...
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.