
متن مداحی
در برَت ناله و سوز جگرم بیشتر است پیشِ تو بارِش چَشمان ترَم بیشتر است جانِ زهرا به بَرِ خویش نگهدار مرا چو جدا از تو شوَم دردسرم بیشتر است به سرَم دست کِش امّا ز سرَم دست نکِش زیرِ دستَت که نباشم خطرم بیشتر است نام ارباب که آیَد به لبم در دلِ شب شاهدم باش که اشکِ سحرم بیشتر است هنرم نوکری است و نفَسم خرجِ حسین لیک در روضهی مادر هنرم بیشتر است ***** تیر نگذاشت که یک جمله به آخر برسد هیچکس حدس نمیزد که چنین سَر برسد پدرش چیزِ زیادی که نمیخواست فرات یک دو قطره ضرری داشت به اصغر برسد؟! با دو انگشت هم این حنجره میشد پاره چه نیازی به سه شعبهست که با پَر برسد خونِ حیدر به رگش در تب و تاب است ولی بگذارید به سنّ علیاکبر برسد دفن شد تا بدنَش نعل نبیند امّا دستِ یک نیزه بَر آن حَلق مطهّر برسد شعلهور میشود این داغ دوباره وقتی شیر در سینهی بیکودکِ مادر برسد زیرِ خورشید نشسته به خودش میگوید تیر نگذاشت که یک جمله به آخر برسد ***** (ببینید ببینید گلم رنگ ندارد اگر آمده میدان سرِ جنگ ندارد مگو آب، مگو آب عمو نیست، عمو نیست جوابَت ای علیجان بهجز تیرِ عَدو نیست) ... (شب و روزم اینجوری سَر نمیشه بدتر از این میشه، بهتر نمیشه دلَمو به گهوارهش خوش نکنید اینا واسهم علیاصغر نمیشه حَرمَله وصلهی جونمو گرفت عصای قدّ کمونَمو گرفت نمک زندگیمون شیرخواره بود حَرمَله یکییهدونهمو گرفت اشکِ ابر تو مگه یادم میره قتل صبر تو مگه یادم میره کفن و دفن تو اگه یادم بِره نقش قبر تو مگه یادم میره)
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.