
متن مداحی
در تب نام فاطمه اشک شدم آهِ تو را گریهی برای مادرت آب زند راه تو را آب زنید راه حین که نگار میرسد بر سر قبر بی نشان یار به یار می رسد کیست که دارد از دلِ گرد وغبار میرسد گرد و غبار میرود چون که سوار میرسد یار به یار می رسد ای قاصد خوش خبر کی میرسد از سفر فریاد دیوار و در (یا قائم المتظر) ( الغوث الغوث صاحب الزمان آجرک الله یابن فاطمه )۳ جان به چه درد میخورد گر نشود فدای دوست کیست علی که فاطمه آینه دار روی اوست نور ابد علی صبح ازل علی علی حی علی علی که هست خیر العمل علی علی آبِ بقاست نام او دستِ اجل علی علی فاتح بدر و خیبر و شاه جمل علی علی خیر العمل علی علی ای صاحب ذوالفقار هم نام پروردگار تسبیح لیل و نهار ای حیدر شه سوار الغوث الغوث یا اب الحسن
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.