
متن مداحی
در تنور غمش، قرارم سوخت نه قرارم، که روزگارم سوخت ذُل زدم بس به جادۀ امید عاقبت، چشمِ انتظارم سوخت جادۀ عاشقی، شَرر وار است اولِ راه، کوله بارم سوخت من و امید، هم قطار شدیم در تبِ خوف، هم قطارم سوخت روزِ وصلت نمیرسد از راه ساعتِ ثانیه شمارم سوخت فصلِ بی آبی است ای باران در بیابان، گُلِ بهارم سوخت صحبت از آب شد، کَباب شدم جگرم سوخت، چشمِ تارم سوخت آه از آن دَم که مادری میگفت از عطش، طفلِ شیرخوارم سوخت
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.