
متن مداحی
در حَربگاه چون ره آن کاروان فتاد شور نشور واهمه را در گمان فتاد هم بانگ نوحه، غلغله در شش جهت، فکند هم گریه، در ملایک هفتآسمان فتاد هرجا که بود آهوئى، از دشت پا کشید هرجا که بود طایرى، از آشیان فتاد شد وحشتى، که شور قیامت زِ یاد، رفت چون چشم اهل بیت، بر آن کشتگان فتاد هرچند بر تن شهدا چشم کار کرد بر زخمهاى کارى تیغ و سَنان، فتاد وا غربتا... وای حسین ناگاه چشم دختر زهرا، در آن میان بر پیکر شریف امام زمان فتاد بى اختیار نعرهى هذا حسین از او سر زد، چنانکه آتش از آن، در جهان فتاد پس با زبان پر گله، آن بَضعَةُ الرسول رو در مدینه کرد، که یا ایهاالرسول این کشته فتاده به هامون حسین توست وین صید دست و پا زده در خون حسین توست وا غربتا... وا زینبا وین نخل تَر کز آتش جانسوز تشنگی دود از زمین رسانده به گردون حسین توست این ماهی فتاده به دریای خون که هست زخم از ستاره برتنش افزون حسین توست این غرقهی محیط شهادت که روی دشت از موج خون او شده گلگون حسین توست وا غربتا... وای حسین این خشک لب فتادهی دور از لب فرات کز خون او زمین شده جیحون حسین توست این شاه کم سپاه که با خیل اشک و آه خرگاه زین جهان زده بیرون حسین توست این قالبِ طَپان که چنین مانده بر زمین شاه شهیدِ ناشده مدفون حسین توست چون روی در بقیع زهرا خطاب کرد وحش زمین و مرغ هوا کباب کرد کای مونس شکستهدلان حال ما ببین ما را غریب و بیکس و بیآشنا ببین وای مادرم... وا اُمّاه واویلتا... اولاد خویش را که شفیعان محشرند در وَرطهی عقوبت اهل جفا ببین تنهای کشتگان همه در خاک و خون نگر سرهای سروران همه بر نیزهها ببین آن سر که بود بر سر دوش نبی مُدام یک نیزهاش ز دوش مُخالد جدا ببین آن تن که بود پرورشش در کنار تو غلطان به خاک معرکهی کربلا ببین وا غربتا...
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.