
متن مداحی
در حسینیه تو برگ براتم دادن وسط سینهزنی بود نجاتم دادن حسین مردهای بیش نبودم که به دستور شما تا مسیحا بشوم آب فراتم دادن تا که احرام ببندم به منای تو حسین رخت مشکی تو اندر عرفاتم دادن رو گرفتی که نبینی عرق سائل را با دو دست کرمت جلوه به ذاتم دادن تو همین قطره اشکی که ندارم آقا سَیِّئه دادمو سیل حسناتم دادن نام تو زینت دنیاست ابا عبدالله نمک زندگی ماست ابا عبدالله بر مشامم میرسد لحظه بوی کربلا بر دلم ترسم بماند آرزوی کربلا تشنه آب فراتم ای عجل مهلت بده تا بگیرم در بغل قبر شهید کربلا
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.