
متن مداحی
امام حسن مهربونی و کریم من گدای روضه هاتم از قدیم در خونت من یه عمره نوکرم اگه بیرونم کنی کجا برم باز اومدم محضرت ادب کنم رزق فاطمیمو طلب کنم تو دستته روزى ما نوکرا ای فدای مادر تو مادرا مادر مادر وای 4 *** یه بی حیا اومدش تو کوچه ها سیلی زد به مادر تو بی هوا غرور تو دل مضطرت شکست گوشواره تو گوش مادرت شکست تو کوچه ها یه صدا شنیده شد چادرى که رو زمین کشیده شد خود خدا روضه خون فاطمس توى کوچه رد خون فاطمس عمامه ی علی دورِ گردنش خنده می زنن به گریه کردنش بابام با اشک داره فریاد می زنه این زنی که می زنید زن منه چهل نفر در خونه اومدن مادرت رو تازیونه میزدن اون نانجیب که به در زدش لگد به بابات علی میزد حرفای بد مادر مادر وای 4 *** چه روزى بود اون غروب پر بلا باز گریز روضه رفت به کربلا ولی سرى از بدن جدا نشد نه، مدینه مثل کربلا نشد تو قتلگاه پیر مردا با عصا میزدن به اون مرمل الدما تو خیمه ها ناله ها شنیده شد معجر از سر زنا کشیده شد کرب و بلا وای 4 *** آرزومه جون بدم تو روضه هات برا خشکی و ترک های لبات جون بکنم میون سینه زنی واسه اینکه تو آقا بی کفنی یک نفری تو میون قتلگاه تو رو تنها گیر آورده یک سپاه خاک به سرم بریدن سر تو رو کشیدن معجر خواهر تو رو ***
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.