
متن مداحی
در دل خود تکیه میبندیم ما سینه را از عشق آکندیم ما لحظه لحظه سال با کندی گذشت تا محرم منتظر ماندیم ما دست شیطان و هوای نفس را با طناب گریه می بندیم ما ما سیه پوشِ عزای زینبیم دور از شادی و لبخندیم ما اِذن داد ارباب از روز ازل با گل پاکش بپیوندیم ما زادۀ زهرا کجا و ما کجا او ضرر کرده مگر چندیم ما اولین نوحه است بر لب ها همه آجَرَکَ الله یابن فاطمه تا بلا بر عاشقان تکلیف شد جایگاه عشقِ تو تعریف شد بس که محکم بود عهدت با خدا مَقتلت روز ازل تالیف شد در رگ اسلام خون پاک توست مکتبِ بیکربلا تحریف شد در کِشاکشها به داد دین رسید هر کجا دین خدا تضعیف شد نوحۀ تو لوح محفوظیاست که در خودِ عرش خدا تَصنیف شد چهرۀ زیبایت ای وجه خدا با زبان مهدیات توصیف شد بندهای که هیج جا جایی نداشت آمد این جا صاحب تشریف شد عالمی سر گشته و سَردار، تو ما اسیر و سید الاحرار تو تا عطش از یا ربات تفسیر شد جز جز مذهبات تفسیر شد یا غیاث المستغیثین تو با ذکر یا رب ربات تفسیر شد میهمان داری و لطف و جود تو هر کجا شد موکبات تفسیر شد آن شبی که وعده کردی روز بعد صبح راز آن شبات تفسیر شد در کنار آب بودی و عطش با ترک های لبت تفسیر شد جسم تو با دشنهها تشریح شد شرح آن با زینبات تفسیر شد شرح قیل و قال در گودال با خون یال مرکبات تفسیر شد شد گلویم از شرار آه زخم از هزار و نهصد و پنجاه زخم تا شنیدی از من استمداد را داد سر دادی گرفتی داد را عشق تو در حشر آسان میکند رد شدن از عرصه مرصاد را از طلا گشتن پشیمان گشتهایم ذوب کن در کورهات فولاد را پارههای پیکرت تقطیع کرد کاف و حا و یا و عین و صاد را دخترت میدید پُشت سیل اشک گیسوی افتاده دست باد را زینبات از مادرش امداد خواست تا که مقتل دید آن امداد را در میان موج آتش جمع کرد از تو هر چه مانده بود اولاد را گفت تا راس تو آمد در برش حتم دارم کُند بوده خنجرش ***
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.