
متن مداحی
در دل صحرا، دوتا دست قمر پیدا شده آنطرفتر، یکتن زیروزبر پیدا شده پیکر عبّاس، همقدّ علیاصغر شده گشته دنبالش ولی خب اینقدر پیدا شده عدّهای دارند یک مظلوم را هو میکشند با تمام دردها، درد کمر پیدا شده نیزهها جسم عمو را از زمین برداشتند تکّههایش روی نیزه، بیشتر پیدا شده بستن این سر به روی نیزه، دشوار است آه شاهدم ردّ عمودی که به سر پیدا شده یکنفر گفت: ای جماعت! مرد غیرت کشته شد دور معجرهای دخترها، خطر پیدا شده لشکری چشم عموی خیمهها را دور دید من بمیرم؛ سمت خیمهها، نظر پیدا شده دختری که جای او بر شانهی عبّاس بود بعد از آن در شام در بین گذر پیدا شده
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.