
متن مداحی
در افتاد و لعنتی یه جوری زد که با سر افتاد و روی چادرش جا پای لشگر افتاد و چه بد میزد دومی با هرچی که دستش اومد میزد بیحیا به پهلوهات همش لگد میزد به سرش داد نزنید سر ناموس علی اینقدر فریاد نزنید بسه تو رو خدا دست مادرم دیگه از کار افتاد نزنید ای وای ای وای ...
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.