
متن مداحی
در راه غمت هر چه بلا بود خریدیم یک عمر از این روضه به آن روضه دویدیم یک روز در اغوش پدر روز دگر هم با پای عصا سینه زنان سینه دریدیم یک عمر از این نافله ها بار نبستیم از اشک عزایت به کجاها که رسیدیم هر ذکر که گفتیم پری باز نکردیم یک اه برای تو کشیدیم، پریدیم حسرت به دل هر نفس سوخته هستیم جز ان نفسی را که برای تو کشیدیم صد بار چو ایینه به پای تو شکستیم یک بار اگر روضه گودال شنیدیم ***** آمده ذیالحجه و افتادهام یاد منا من شدم عمری اسیر خاطرات کربلا در لوای علم کارم روضه خوانی بوده است چند سالم بوده که قَدّم کمانی بوده است باقرم آن کس که پیرم کرده اند از کودکی موقعِ دشنام سیرم کرده اند از کودکی گرچه بر سجاده کارِ من دعا بوده فقط منبرِ من روضه های کربلا بوده فقط سوختم چون پیکرم تشییع شد با یا حسین سوختم چونکه نرفتم زیر دست و پا حسین! زهر، کاری شد ولی با جان من کاری نداشت دور و اطرافم کسی تب یا که بیماری نداشت دومین مردی که در زنجیر می آمد منم هی زمین میخورد و گاهی دیر می آمد منم زیر پایم آبله با خار می بینم هنوز آنقدر شلاق خوردم تار می بینم هنوز دور من در خیمه آتش بود، اما آب نه چشم من می رفت دنبال نی اما خواب نه سوختم اما نه با این زهر! بلکه در حرم سوختم تا گفت عمه در حرم، کو معجرم؟ در اسارت، هیچ چیزی بدتر از این غم نبود دورمان بودند این و آن ولی محرم نبود غربت آن عصر عاشوراست میسوزاندم غارت خلخال از پاهاست میسوزاندم پای آن عهدش مرا هم می کشد آخر حسین نوحهام امشب شده؛ ای کشته بی سر حسین
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.