
متن مداحی
درسینه ناله ایست شرر بار ایپدر هر ناله ایست حاویه اسرار ایپدر از رازهای من احدی با خبر نشد نه بچهها نه حیدر کرار ایپدر باز آمدم که با تو کمی درد و دل کنم از روزگار و مردم بیعار ایپدر دیگرکسی سری به یتیمت نمیزند از یاد رفته دخترت انگار ایپدر ***** شهری که تا تو بودی امان داشت کافرش یکباره شد به فرق من آوار با تازیانه قاب گرفتند و سورهای آبی ز در شد از نوکِ مسمار **** هنگام راه رفتن خود میخورم زمین هستم نیازمند پرستار حتی زیارت آمدنم مشکلم شده آه از دو دیدهای که شده تار از ضربهی قلاف همین نکته کافی است افتاده دست فاطمه از کار این رنجها مرا که جوانم ز پا نِشاند وای از سه ساله کودک بییار موی سفید و قد خم و روی نیلیام گردد برای او همه تکرار تنها پناه معجرش عباس میشود ای داد از نبود علمدار **************
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.