
متن مداحی
در شبِ گیسوی او شور و شعف را گم نکن راه پر پیچ و خم است، اما هدف را گم مکن سمت مژگانش کماندارانِ کامل بیحدند جایِ دل، در این سپاه صف به صف را گم مکن از ازل مستی صراط المستقیمِ اولیاست راه پر فیضِ بزرگان سلف را گم مکن ازدحامِ میکده، ساغر به مستان کی دهد؟ جرعهای آن ساقی ِساغر به کف را گم مکن سینهات دریای مضمونهای ناب و روشن است آن گوهرهایِ چراغان دَر صدف را گم مکن همچو لعل از خون دلها، گوهری آورده دست طینتِ تابنده چون دّرِ نجف را گم مکن سینه بیشوق شهادت، قبله را گم میکند بارگاهِ کشتۀ صحرایِ طف را گم مکن مرگ با عزّت کجا و ذّلت ماندن کجا سربلندی پیشه کن، راه شرف را گم مکن از ازل راه شرف، راه شهیدِ کربلاست تا قیامت راه ما، راه شهیدان خداست تازه شد از عطرِ گلهای شهامت شامهاش گرم شد صحرای عزّت از تبِ هنگامهاش گفت یعقوبِ دلش مشتاقِ اَسلاف خود است پر شد از پیراهن یوسف بهشتِ شامهاش چیست این مَنظومة مظلوم کز هر برگ گل میدهد عِطر کبوترهای سرخِ نامهاش پخته ای باید پی صورتگریهایش روَد خام اندیشان کجا فهمند رمزِ خامهاش کیست این رعد خروش آوا که حتی بعد مرگ طرح طوفان است هر بندِ زیارت نامهاش زهر شد هستی به جامِ زورگویان زمان تلخ شد دنیا به کام دشمنِ خودکامهاش زیر سم اسب رفت و زیرِ بارِ زور نه تن نداد آخر به ظلم و رفت غارت جامهاش یک به یک او را رها از هر تعلق دیدند جوشنش، نعلین، پیراهن، ردا، عمامهاش آری آن سرو بلند عشق کوتاهی نکرد او جوانش را سوی میدان مگر راهی نکرد ***
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.