
متن مداحی
در شهر اگر هیچ کسی را غم دین نیست تا فاطمه باشد ای دست پر از پینه ز چرخاندن دستاس افلاک در افلاک تو را جایگزین نیست انصار هم از خطبهی تو شمر نکردند کردند بهانه که چنان است و چنین نیست غصب فدک این بود که نام تو نباشد پیداست که دعوا سر یک تکه زمین نیست اگر نه گلی که جنتی از یاس و شاپرک دارد چه احتیاج به آبادی فدک دارد فدک نشانهی حقی است گرم و بغض آلود بگو ز چاه بپرسد هر آنکه شک دارد چگونه میشود از عشق خاندانی گفت که نخل عصمتشان ریشه در فلک دارد اگر چه سوخته درهای خانهی دلشان اگر چه گوشهی دیوارشان ترک دارد همیشه دست دعاشان برای خلق بلند همیشه سفرهی احسانشان نمک دارد کوچادر خاکی شدی کو دامن مولا تا کی بزن چنگ به حبلی که متین نیست جایی که علی هست معاویه چه کار است قرآن سر نیزه که قرآن مبین نیست ای کاش که خود را برسانم به رکوعش زیرا که به جز نام تواش نقش نگین نیست مقصود خدا از دو جهان خلقت زهراست المنة للله که این است و جز این نیست
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.