
متن مداحی
در صفِ و کرب و بلا، لشکر شیطان چو مصمّم شدی از جور و جفا در پیِ قتلِ پسر احمد مختار بهین حجّت دادار، ولیُ اللهِ ابرار یگانه پسرِ حیدرِ کرار در آن مرحله حُر بود گرفتار فِتاده به تنش لرزه در آن عرصهی پیکار به دل داشت ز غم آهِ شرر بار گهی بخت به جنّت کشَدَش، گه به سوی نار سرشکش به رخ و گفت که ای قادر جبّار من و جنگ حسین ابن علی رهبر احرار به ذات احدِ داورِ غفّار که هرگز نکنم رو به سوی نار به ناگاه چو خون یکسره جوشیدو خروشید همه هستی خود باخت، فرس تاخت به سوی حرم یوسفِ زهرا به لب داشت بسی ذکر و دعا را حسین جان توبه کردم، بیا دورت بگردم... تویی درمان دردم، بیا دورت بگردم... پسر فاطمه فرمود که ای حرّ ریاحی تو دگر حُرّ حسینی، یار اُمُ الحسنینی تو بُریری، تو زُهیری تو علی اکبر و عبّاس رشیدی تو همه صدق و صفایی تو همه شور و نوایی تو دگر از شهدایی تو گل سرسبد کرب و بلایی تو دگر توبه نمودی تو به ما چهره گشودی زهی از حُسن ختامت، زهی از قدر و مقامت زهی از شور کلامت، زهی از مشی و مرامت چه شود تا که بیایی، به برِ ما و بینی کرم و عفوِ خطا را صفا آوردهای حُر، چه ها آوردهای ای حُر... حُر چو دید آنهم لطف و کرم و بخشش و احسان و عطا گفت که ای شمس هدی، نور خدا، سیّد خیل شهدا لحظهای آرام نگیرم ابداً تا که شود از بدنم روح برون، رأس جدا اذن کرم کن که روم جانب میدان و به راه تو دهم جان و شوم کشته در این دشت بلا با لب عطشان من اگر راه تو بستم، دل زار تو شکستم به خدا از تو و از زینب و عباس و سکینه خجلَستم بلکه جبران کنم از دادن جان جرم و خطا را حسین جانم فدایت، بمیرم من برایت... دشمنان یکسره گفتند که احسنت به چنین غیرت و این همّت و این عزت و این صولت و این هیبت و این قدرت و این نیرو و این بازو و این عزم صلابت که به هم ریخت بسی میمنه و میسره را خصم فراری شده با خفت و خواری، همه با شیون و زاری فلک انگشت به لب ماند و ملک نعرهی تکبیر زد و تا که شد از زخم فراوان تن پاکش چو زره تاب ز تن داد و فتاد از سر زین خواند شَهِ ارض و سما را حسین جان کُن قبولم، ببخشا بر بتولم... به اولاد رسولم، ، ببخشا بر بتولم... یوسفِ فاطمه آمد سوی میدان سرِ حُر را ز وفا بر سر دامن بگرفت و نگه از لطف و کرم کرد بر آن کشتهی آزادهی دلداده و فرمود که ای حُر تو دگر حُر شهیدی چه نکو مادر تو نام تو حُر گفت دگر همدم مایی، شریک غم مایی تو هم مُحرِم و هم مَحرم مایی تو همه صدق و صفایی تو سفیر شهدایی، تو دگر پاک ز هر جرم و خطایی زتو گیرند دگر اهل وفا درس وفا را تودیگر حُرِّ مایی، شهید کربلایی...
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.