
متن مداحی
ای جانِ جهان، جهانِ جان ادرکنی قیّومِ زمین و آسمان ادرکنی احیاگر صد دَمِ مسیحا الغوث یا حضرت صاحبَ الزّمان ادرکنی یا صاحبَ الزّمان ... * * * * در مجلس عزای تو تا سینهزن رسید حس کرد یه غریب به خاک وطن رسید هر کس به حدِّ وسع ز داغ تو سهم بُرد از هُرم یا حسین به ما سوختن رسید تا عطر سیب میشنوم، آه میکشم بو برده عشق تو که وقت سخن رسید سنگ تو را به سینه زدم، قیمتی شدم قلبم به دلبری عقیق یمن رسید اثبات قِدمت غم تو اشک آدم است تاریخ روضهی تو به عهد کهن رسید کفّارهی گناه مرا بر تو گریه داد این دستمال اشک به فریاد من رسید مجموعهی کرامت آلعبا تویی رزق از تو خواستم، کرم پنجتن رسید بانیِ نذر مجلس تو شخص مجتبیست نان گدا به لطف مضیف حسن رسید رَخت سیاه نوکریام کار فاطمه است از رشتههای چادر او پیرهن رسید ای تشنه غیر آب لبت خواهشی نداشت آمد سنان و پاسخ دندانشکن رسید هنگام ذبح هوش و حواست به خیمه بود هر کس نشد حریف تو، زورش به زن رسید * * * * قیمت خونِ حسین است، نه اشک من و تو لطف محضیست به ما حضرت زهرا داده
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.