
متن مداحی
(دستان باد موی تو را شانه میکند)۲ خون بر دل پیاله و پیمانه میکند از داغ جان گداز جبینِ شکستهات زخمی عمیق بر جگرم خانه میکند (رگهای حنجر تو به گودال گوئیا)۲ (با دوست گفت و گوی صمیمانه میکند)۲ (ذبحت عظیم بود و زبان مرا برید)۲ (حالا ببین چه با دل درداته میکند)۲ (از آتش خیامِ حرم دشت و روشن است)۲ (این شعلهها چه با گل و پروانه میکند)۲ باور نمی کنم به خدا باغ لاله را دست عدو شبیه به ویرانه میکند (باد خزان چه حملهی نامردمانهای)۲ (بر ساقهی شقایق و ریحانه میکند)۲ (حالا که نام دخت علی بر لبم نشست)۲ (غمهای عالمی به دلم لانه میکند)۲ هر روز و هر کجا که به بن بست و میرسم دل را نصیب رزق کریمانه میکند گاهی دلم برای حرم تنگ و میشود گاهی هوای مستی میخانه میکند باران چه با زمین عطشناک کرده است؟ (عشق حسین با من دیوانه میکند)۲ زینب چو دید پیکری اندر میان خون چون آسمان و زخم تن از انجُمش فزون بی حدّ جراحتش نتوان گفتنش چه کم پا مالِ پیکری نتوان دیدنش چه چون خنجر در او نشسته چو شه پر که در هُمای پیکان از او دمیده که مژگان که از جفون (گفت: این به خون تپیده نباشد حسین من)۲ (این نیست آن که در بر من بوده تا کنون)۲ (یک دم فزون نرفت که رفت از کنار من)۲ (این زخمهای به پیکر او چون رسید چون؟)۲ (گر این حسین، قامت او از چه بر زمین)۲ (ور این حسین، رایت او از چه سرنگون؟)۲ (گر این حسین من، سر او از چه بر سنان)۲ (ور این حسین من، تن او از چه غرق خون)۲ (یا خواب بودهام من و گم گشته است راه)۲ (یا خواب بود او که مرا بوده رهنمون)۲ میگفت و میگریست که جانسوز نالهای آمد ز حنجر شه لب تشنگان برون (کای عندلیبِ گلشن جان آمدی بیا)۲ (ره گم نکردهای)۳، خوش به نشان آمدی بیا (آمد به گوش دختر زهرا چو این خطاب)۲ از ناقه خویش را به زمین زد به اضطراب چون خاک جسم پاک برادر به بر کشید (به سینهاش نهاد رخ خود چو آفتاب)۲ (گفت: ای گلو بریده سر انورت کجاست؟)۲ وز چیست گشته پیکر پاکت به خون خضاب؟ ای میر کاروان، گهِ آرام نیست و، خیز! (ما را ببر به منزل مقصود و خوش بخواب)۲ (من یک تن ضعیفم و یک کاروان اسیر)۲ وین خلق بی حَمیَّت و دهرِ پر انقلاب از آفتاب پوشمشان، یا ز چشم خلق؟ اندوه دل نشانمشان، یا که التهاب؟ زین العباده را زد و آتش کباب ببین سوز تب از درون و برون تب افتاب گر دل به فرقت تو نَهَم کو شکیب و صبر؟ ور بی تو رو به شام و کنم کو توان و تاب دستم به چاره کوته و راه دراز و پیش نه عمر من تمام شود نه جهان خراب لَختی که با برادر خود شرح راز و کرد رو بر نجف نمود و سر شِکوه باز و کرد (این کُشتهی فتاده به هامون حسینِ توست)۲ (وین صید دست و پا زده در خون حسین توست)۲
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.