
متن مداحی
دستمالِ زردشو، بسته دور سرش محشر کرده به پا، طوفانِ محشرش (ابرو گره زده، خشمش چه بی حده ریخته دست و سرِ، لشگر دورو برش)۲ سینه سِتَبر، گام استوار خشمِ خدا، شاهِ اقتدار بُران شده، تیغِ ذوالفقار از هر طرف، دشمن اَلفَرار بابُ الله،سِرُالله، اَسَدُ الله، حَق عَلی مولا عِینُ الله، نورُ الله و یَدُالله عَلی مولا یا حِیدَر، عَلی مولا... (تیغی چو ذوالفقار، نیست مردی چو عَلی)۲ تیغی چو ذوالفقار، در شأنِ مرتضی است شاه یکه سوار عالم محوِ رجز، خوانی او شده قومی تا زد و بر دول دول شده سوار مشتش گره، ابرویش کمان پیروزِ در، کمترین زمان در خاک و خون، نَعشِ دشمنان (حِیدَر یعنی، فاتحِ میدان)۲ یا زَهرا بابُ الله، سِرُ الله، اَسَدُ الله، حق عَلی مولا عِینُ الله، نورُ الله و یَدُالله، عَلی مولا یا حِیدَر، عَلی مولا...
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.