
متن مداحی
دستم ز دامن تو نگردد رها حسین ای دستگیر نوکر بیدست و پا حسین جز تو کسی به کاسهی ما اعتنا نکرد تنها امید ظرفِ غذای گدا، حسین حسین جان ... حُبِّ تو ترس معصیتم را زیاد کرد ای مظهر تجلّیِ خوف و رجا حسین هرکس مسیر عاشقیاش را سوا نکرد فردای حشر میکند او را سِوا حسین حُکم قبول بندگیِ ماست با خدا حکم قبول نوکریِِ ماست با حسین آدم برای گریه به تو آفریده شد بانیِ خلقت همهی انبیا حسین دمنوش روضهات دَمِ عیسی ابن مریم است هر چایخانهات شده دارالشفا حسین ذکر تو را به روی لبم مادرت گذاشت سرمایهی محبت زهراست یا حسین هر گاه بیقرار حریم تو میشویم باید پناه برد به صحن رضا حسین دلشورهی زیارت تو میکُشد مرا این اربعین مرا برسان کربلا حسین مقتل نوشته است نفس میزدی هنوز وقتی که بست نیزه دهان تو را حسین جسمت به راحتی نشود جمع و جور، آه آخر کشید کار تو بر بوریا حسین
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.