
متن مداحی
دست از سَرَم برنمیداره میخوام سَرتُ بغل کنم ولی نمیذاره اینجا ورودیِ بازاره (ای وای از آخرش تازه اولِ کاره)۲ عزیزم میبینی بینِ یه مُشت کنیزم عزیزم دارم اَشک خون برات میریزم عزیزم عزیزم چهقدر طول کشید کارِ ما به کوفه گردی رسید عمه رنگش پرید تا سَرِ عمومونو رو نیزه دید خواهرم آه کشید مارو میبرن تو بَزمِ یزید (وای وای بابا بابا بابا....)۴ دست از سَرت برنمیدارن بابا مگه من جز تو کیو دارم با این دوتا چشمایِ تارَم (من هم مثلِ مادرِ تو دست به دیوارم)۲ رگایِ گلوتو این جوری بریده شبیه مویِ تو مویِ سَرَم سپیده عزیزم عزیزم عزیزم چهقدر طول کشید؟ از رَگات معلومه سَرترو بدجور برید عمه گفت دیر رسید قاتل تو رو خاکا کشید نفسِ من برید تا که مَرکب رویِ جسمت دوید اباعبدالله واویلا حسین واویلا واویلا واویلا واویلا واویلا (وَإِن یَکَادُ الَّذِینَ کَفَرُوا نیزه فرو شد به تنت)۲
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.