
متن مداحی
دست بر دامان آن زن میشوم کز شوکتش قرنها افتاده هر مردی به پای عزّتش قدر اگر زهراست، قدرِ فاطمه این دختر است باخبر هرگز نباشد هیچ کس از قیمتش با همان دستی که آتش را گرفت از خیمهها آبرو بخشیده ابراهیم را با ملّتش آستین پاره نه، او ذوالفقار آورده است کاخ استبداد را ویران کند با قدرتش یا حضرت عقیله... مینویسند عالمان از معجزات خطبهاش مینشینند انبیاء هر روز پای صحبتش سوختن پای حسین از واجبات زینب است او بلا را میخرد هرقدر باشد قیمتش بین این بزم عزا هرکس حسینی میشود مطمئناً بوده با امضای زینب دعوتش یا حضرت عقیله... **** بر مشامم میرسد هر لحظه بوی کربلا بر دلم ترسم بماند آرزوی کربلا **** یک گل کنار علقمه فتاده دستش شده از تن جدا اباالفضل **** واللهِ إن قَطَعتُموا یَمینی إنّی اُحامی أبَداً عَن دینی وَعَن إمامٍ صادِقِ الیقینی نَجلِ انَّبیِّ الطّاهِرِ الأمینی یا نفْس مِن بعدِالحُسینِ هونی و بَعده لا کُنتِ إن تَکونی یا اباالفضل یا زینب یا حسین...
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.