
متن مداحی
دست تقدیر گریه میکنه ای وای داره شمشیر گریه میکنه ای وای خاکِ گودال ضجّه میزنه انگار آخرین تیر گریه میکنه ای وای نور خورشید گریه میکنه ای وای بس که تابید گریه میکنه ای وای گفته مَقتل: جالسٌ علی صِدرک هر کی فهمید گریه میکنه ای وای و علیک بالبکاء بین اون شولوغیها تنها بود و علیکَ بالبکاء نگران خیمهی زنها بود و علیکَ بالبکاء چه غمی به صورتش پیدا بود و علیکَ بالبکاء که سرش به دامن زهرا بود سُمّ مَرکب گریه میکنه ای وای مادر هر شب گریه میکنه ای وای آسمون از داغ تو پریشون شد بس که زینب گریه میکنه ای وای موج دریا گریه میکنه ای وای خاک صحرا گریه میکنه ای وای همه رفتن مادرت کنارت هست خود زهرا گریه میکنه ای وای و علیکَ بالبکاء تشنهلب بود و لب دریا بود و علیکَ بالبکاء بدنش زیر سُم اسبها بود و علیکَ بالبکاء سر پیراهنش هم دعوا بود و علیکَ بالبکاء که سرش به دامن زهرا بود
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.