
دعای ابوحمزه ثمالی از (اَللّـهُمَّ اغْفِرْ لِحَینا وَمَیتِنا...)
حاج منصور ارضیمتن مداحی
دلم خوش بود بر عمّه که او را دستِ کم دارم بیابان هست و تاریک هست و تازه ترس هم دارم لباسم پاره بود سرما مرا بدجور آزرده چه بد گرمای آغوش عمو را باز کم دارم همیشه وقت مشکلهای سخت وقتِ تنهایی توسل بر علی و فاطمه چون عمّهام دارم آری توسل کردم و آمد به سویم مادرم زهرا رسید و گفتمش باید که فرصت مغتنم دارد چه میبینم خمیده آمدی چه درد یادم رفت سوال از ماجرای کوچه و درب و حرم دارم نپرس از حال من بابا ندارم بعد عاشورا دو چشم تار روی نیلی و آوای بَم دارم خدایا باز هم دارد صدای زَجر میآید چه ترسی از صدای پای او در هر قدم دارم به زیرِ چادرت مادر مرا پنهان کن و برگرد از این ملعون کبودی در تنم چندین رقم دارم به پهلویم لگد خورد و ببین یا فاطمه دیگر شبیه تو از این پس من همیشه قد خَم دارم **** با من و عُمرِ کَمَم دستِ زمان بد تا کرد موقع قد کشیَم بود که قدّم تا کرد لذّتی دارد عجب بوسهی دو لب تشنه وقت برخورد به هم زخم دو لب سر باز کرد همهی صورت من قدرِ کف دستی نیست دور از دیدهی تو عقدهی خود را باز کرد بابا عمو عباس کجا بود ببیند آن شب بر سرم داد زد آنقدر مرا دعوا کرد دخترِ بیادبی مسخره میکرد مرا دو سه جا پارگی روسریم پیدا کرد
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.