
دعای ابوحمزه ثمالی از ( سَیدی مَنْ لی وَمَنْ یرْحَمُنی...)
حاج منصور ارضیمتن مداحی
تمام بار خویش را به چشم تَر کشیدهام خمیده و کشان کشان عبا به سر کشیدهام میان این مسیر کم رسیده جان من به لب دوباره آمدم جلو ولی سه چهار بار عقب اگرچه زهر خوردهام به زور چند خوشهای سرم که تاب میخورد نمیخورد به گوشهای دگر همین نفس زدن حریف من نمیشود دوای این جگر بهجز حسن حسن نمیشود روی زمین که خوردهام به زخم من نمک نخورد کسی کنار من میان کوچهها کتک نخورد رسیدهام به حجره و عصای دست من در است میان گوش من فقط صدای وای مادر است ندیده چشم تار من هجوم از چهل نفر نخورده روی پهلویی دری شکسته بیخبر سلام من به حیدر و به نالههای سر شده سلام من به فاطمه به چادر لَگد شده نخواستم که چارهای به زخمِ بال و پرکنید غریب ماندهام فقط جواد را خبر کنید جواد من بیا که بیقرار و غرق خواهشم لبی که خشکتر شده به روی خاک میکشم اگر که سینه میزنی برای کربلا بزن اگر که دست و پا زدم حسین را صدا بزن حسین را زدند نیزههای تیز اینان حسین را زدند با عصا و چوب خیزران حسین را زدند پیش چشم تار مادرش حسین را زدند و میکشید ناله خواهرش
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.