
دعای ابوحمزه ثمالی از ( وَاصْرِفْ عَنّی یا سَیدی الاَْسْوآءَ...)
حاج منصور ارضیمتن مداحی
برای کشتن من این شتاب لازم نیست حیا کنید که بر من عتاب لازم نیست به زهر کینهی خود صد بلا به من دادی دگر به خنده دلم را عذاب لازم نیست شبیه جدّ غریبم حسین عطشانم زِ کام تشنهی من منع آب لازم نیست صدای هلهله و رقص و پای کوبی چیست میان درد دگر التهاب لازم نیست به غیظ این بدن خسته را مَبر بر بام تن نحیف مرا آفتاب لازم نیست به پله پله سرم را به سنگ کوبیدی چنین به پیکر من پیچ و تاب لازم نیست چنان حسین به تن سایبان نمیخواهم کبوتران حرم را ثواب لازم نیست **** صورت خاکی من را برو از کوچه بپرس در زمین خوردن ما دست دگر در کار است چه دلیل است که بالای سر من میرقصید پیش معصوم مگر جای زن بدکارست نه مرا سنگ زدند نه سرم بر نیزه است جای این اذیت و آزار فقط بازار است به روی بام اگر رفتم تنم سالم رفت از روی اسب نیوفتی به زمین دشوار است
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.