
متن مداحی
دلم ارومه ارومه که بابا با منه امشب تو شب خورشید و اوردن خرابه روشنه امشب بهش گفتم بیا خستم که یک دفعه خبر اومد براش اونقدر عزیر بودم بابا جونم با سر اومد یه حرفایی باهاش دارم که من میدونم و عمه درسته که اذیت شد نگه داشت جونم و عمه سرش روی طبق اومد میدیدش این که میفتم همه دردای تو راه و برا بابا جونم گفتم بهش گفتم که میدید چی کار با دخترت کردن خودم هیچی بابای من چجوری پرپرت کردن
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.