
متن مداحی
دلم تنگ نگاه ناز باباست کبودی رُخم مانند زهراست سَرت بَر نیزهها دیدم پدر جان خدایا لَلعجب این رسم دنیاست شب هجران سحر آمد ببین عمه پدر آمد بپوش آن زخم بازویم پدر با پای سَر آمد اَبتا یا حسین بابا... بیا عمه ببین پای کبودم نجاتم ده میان خاک و خونم بیا عمه برس بَر حال زارم که چادر را زِ سر هایم ربودند نمیگویم مرا بنشان به روی زانو و دامان ولی ای قاری قرآن بخوان قرآن بخوان قرآن ابتا یا حسین بابا...
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.