
متن مداحی
دلم خواهد غریبانه بنالم که سنگ غم شکسته پَر و بالم دیگر دور و برم یک آشنا نیست بیا یا رب ببین آشفته حالم دلی دارم سر و سامون نداره که درد غربتم درمون نداره ز بس تو ناز داری لیلیِ عشق توان هجر تو مجنون نداره بهارِ عمرِ من برگِ خزانه دلم با یاد روی تو جوانه خوشا آن بیقراری که شب و روز به فکر مهدیِ صاحبزمانه عزیزم ای که با من مهربانی ببین من سیرم از این زندگانی چه سازم تا دلت آید به دستم مرا در آرزوی خود رسانی اگه یه روز فرشتهها بگن چی میخوای از خدا لبامو باز میکنم و میگم به خواهش و دعا شهادت شهادت همهی آرزومه... امیرِ مِیفروشم کِی میآیی کنی تا باده نوشم کِی میآیی برای نوکری در خانهی خود کنی حلقه به گوشم کِی میآیی تو با خوبان بمان من پَستِ پَستم هر آنچه عهد بنمودم شکستم تو حیفی چشم من افتد به رویت که من بدتر ز هر آلوده هستم سرای تو دیار عشق باشه وقوفم بر مزار عشق باشه نوشته این سخن بر خاک مجنون خوشا آنکس که یار عشق باشه
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.