
متن مداحی
دلم ناله دارد ز سوزه جدایی خدایا نصیبم کن از غم رهایی در این کُنج ظلمت سرا مُرده بودم نبودی گر از اشکها روشنایی رهایم کنید ای، ز هستی رهایان رَوم تا که پیدا کنم همنوایی بسوز و بنال و بریز اشکِ دیده که در عاشقی نیست چون و چرایی گرفته گلوی مرا پنجهی غم دگر سیرم از گریههای ریایی تو برترین تجلّی انوار فاطری آئینهی ظهور خدا در مظاهری راضیه بالبلایی و مرضیه بِالقضا فخرُالرسول، اُمِ اَب، اُمُّ المَفاخری دُردانهی خدایی و الماس بیقیاس انگشتر وِلای علی را جواهری رخ در نقاب کردهای از چشم من چرا؟ از دست کیست این همه رنجیده خاطری؟ عمر منی، مثل سلام تشهّدی قلب منی، مثل نمازِ مسافری
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.