
متن مداحی
دلم گرفته دراین وسعت ملال ، بلال اذان بگوی خدا را ، اذان بلال ! بلال من و تو شعله وریم از شرار فتنه ، بیا برای این همه غربت چو من بنال ، بلال سکوت تلخ تو ، با درد همنشینم کرد اذان بگوی و ببر از دلم ملال ، بلال هنوز یاد تو ، در خاطر زمان جاری است از این گذشتهی روشن به خود ببال ، بلال دوباره بانگ اذان در مدینه مى پیچد؟! سکوت نیست جواب چنین سوال، بلال! اذان اگر تو نگویى، نماز میمیرد بخوان سرود رهایى، بخوان بلال! بلال! به جرم اینکه من از راست قامتان بودم زمانه منحنیمَ خواست چون هلال، بلال! ز جان سوخته ى من هنوز شعلهی درد زبانه مى کشد از فرط اشتعال، بلال دراین خزان محبت، سرود سبزت را بخوان براى دل من به شور و حال، بلال! بخوان براى دل من! که مى بالد به من شکوه و به تو عشق لا یزال، بلال! کبوتر حرم عشق! بال و پر واکن به شوق آمدن لحظه ى وصال، بلال! بخوان! که عمر گل باغ عشق، کوتاهست چو آفتاب، که دارد سر زوال، بلال براى مرغ مهاجر ز کوچ باید گفت بخوان سرود غم انگیز ارتحال بلال کمال سنگدلى بین، که سنگ حادثه را مرا زدند به پهلو تورا به بال، بلال
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.