
متن مداحی
دلیل شادیِ من، همنشین غم شدهای شبیه پیرزن سالخورده خم شدهای مرا به ماتم دَستاسها دچار نکن خودم برای تو نان میپَزَم، تو کار نکن تنورِ گرم ، برای پَرَت ضرر دارد برای سوخته هر شعلهای خطر دارد ببخش فاطمه جان پشت در تک افتادی تمامِ هستیِ خود را برای من دادی ***** کسی نگفت به دیوار بی پناهی تو کسی نگفت به مسمار پا به ماهی تو شکست آینهات، سنگ شد مصممتر اشاره کرد به قنفذ، مغیره محکمتر ***** صدا زد عزیزم هنوز چشم حسن مث ابر میبارد هنوز تکهای از گوشواره را دارد میان کوچه همین اوج ماجرایش بود تمام صورت تو نصف دستهایش بود چه ضربهای به تو زد آن حرامزادهی پست سه ماه رد شده امّا هنوز رَدَّش هست
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.