
متن مداحی
دل ادم تو این روزا فقط سر گرم نوروزه ولی یک جای این دنیا داره یک خونه میسوزه تو این روزا که ادم ها با هم شادند و میخندن یه جایی دست مردی رو دارن نا مردا میبندن یکی هفت سین عیدش رو داره تو خونه میندازه یکی هم واسه خانومش داره تابوت میسازه واسه تحویل سال نو شلوغ میشه سر مادر مثه پروانه می چرخن همه دور و بر مادر من اینجا به بعدش رو برات سر بسته میخونم برات از مجتبی میگم که خوب دردش رو میدونم غم انگیزه ولی دیدم غریبی که اسیر میشه گاهی با دیدن داغی ادم یک دفعه پیر میشه چقدر سخته تو دعوایی کنارت مادرت باشه تو تنها باشی و کوچیک ولی دشمن چهل تا شه همه خفاش های شهر مسیر نور و سد کردن تا دیدن باغبون رفته گل یاس و لقد کردن یکی دستاش رفت بالا نقاب ظالمین افتاد چطور زد رو نمیشه گفت ولی مادر زمین افتاد همه هم و غمش این بود یه وقت خاکی نره خونه میدونست با چنین حالی علی زنده نمی مونه همیشه اخر قصه پر از درد غم انگیزه گلم بار سفر بسته بهارم رو به پاییزه
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.