
متن مداحی
دل من، دل تو، داره آتیش می گیره الهی، پسرت، برای تو بمیره تو بسترت نگات میکنم میسوزم ودعات میکنم یه مدته شبا توی خواب میلرزم و صدات میکنم چرا دریغ کردی از حسن اون نگاهو چرا با معجر پوشوندی اون روی ماهو چرا یه بارم نخندیدی این دوماهو مادر4 نیمه جون، شدنت، یه عذاب الیمه می بینم، حال تو، دو سه ماهه وخیمه از اون روزی که می زدنت چه سخته حتی حرف زدنت عوض میشه با هر نفسی تمومه رنگه پیروهنت تو که به چشمات یه ذره از نور اثر نیس به من نگو که را رفتنت دردسر نیس حسن که از راز مادرش بی خبر نیس مادر4 خراش، گل روت، جای چنگال گرگه چقدر، ورم، پای ابروت بزرگه تو کوچه دست وپا میزدی همش منو صدا میزدی یه دست به شونه های منو یه دست به دیوارا میزدی خودم دیدم گوشواره روخاکا رها بود خودم دیدم روی چادرت جای پا بود می گفتم ای کاش بابام تو کوچه ها بود
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.