
متن مداحی
دم اخر وصیتی دارم ای علی جان به خاطرت بسپار نیمه شبها حسین دلبندم با لب تشنه میشود بیدار بار سنگین این وصیت را از سر شانه های من بردار قبلی خوابیدنش عزیر دلم ظرف آبی کنار او بگذار گریه کردم ز غربتش دیشب تا سحر سوختم برای حسین با همین دست نا توان خودم پیروهن دوختم برای حسین کفنش را به زینبم دادم حرف های نگفته را گفتم چند ساعت برای زینب خود فقط از رنج کربلا گفتم گفتمش میوه دلم زینب کربلا باش یار و یاور او ظهر روز دهم به نیت من بوسه ای زن به زیر حنجر او
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.