
متن مداحی
دم، دم مستان ابوفاضل است ساقی میخانه، ابوفاضل است ای گرهی کور! بیا کربلا کار به دستان ابوفاضل است پشت در خانهی اُمّالبنین دست گدا، نان ابوفاضل است گرهگشای شه کربوبلا صورت خندان ابوفاضل است ترس نداریم ز هر مدّعی میدان، میدان ابوفاضل است پشت وطن گرم به این هیبت است ایران، ایران ابوفاضل است زینبیون هم دلشان گرم به ذکر حسینجان ابوفاضل است داغترین شعار ما بیتی از آذربایجان ابوفاضل است هانسی گروهون بیلَ مولاسی وار شیعه لرین حضرت عبّاسی وار سلسله در سلسله در سلسله ابروی پیوستهی بیفاصله طرح تبسّم روی لبهای ماه شادترین لحظهی این قافله روز، دل آینه مشتاق او مست نفسهای شبش، نافله زلف، سر راه نسیم حسین هروله در هروله در هروله شانه نگو بلکه بگو رشتهکوه تکیه نگو، کاشف هر مسئله اخم نگو، داغتر از آفتاب غضب نگو، رعشهتر از زلزله چشم نفوذندهی عبّاس ما فیصله داده است به هر غائله بود اباالفضل برای حسین یکدلهی یکدلهی یکدله هرچه که خوبان همه دارند را داده خداوند به این شاکله هانسی گروهون بیلَ مولاسی وار شیعه لرین حضرت عبّاسی وار دلخوش از آنم که دلم دست اوست شادیام از اوست و غم، دست اوست باب کرم بود اگر مجتبی کلید این باب کرم، دست اوست روزی من، روزی اولاد من روزی مادر پدرم، دست اوست دادسرا، دست ابوفاضل است بین همه، حُکم و حَکَم دست اوست لوح و قلم، دست حسین است و بس کتابت لوح و قلم، دست اوست قبل حسین، روو به اباالفضل کن إذن دخول به حرم، دست اوست شکایت از ظلم، به عبّاس کن شکستن پای ستم، دست اوست میشکند گردن کفّار را خاطرتان جمع؛ علم، دست اوست کربوبلا بین همه اهلبیت بیشترین نوحه و دم، دست اوست هانسی گروهون بیلَ مولاسی وار شیعه لرین حضرت عبّاسی وار اُمّ بنین! ای زن شیرآفرین به اینچنین تربیتت آفرین داده خدا پر به ابوفاضلت میپرد اندازهی روحالامین هدیه، نشانی است برای عزیز هدیهی تو بود ولی بهترین هدیهات انگشتر خوشنقش بود حیف شکستند ز رویش نگین اهل جفا، یار وفا را زدند ضرب عمودی به سرش آهنین داغ حسینبنعلی، تازه شد برادر افتاد چو روی زمین ماه من است او نکشیدش به خاک آن من است او؛ نزنیدش چنین نقشه کشیدند برای حرم بر سر آن غیرتی مهجبین قصّه دگر قصّهی ناموس شد جسارت و غارت پردهنشین
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.