
متن مداحی
دم غروب آسمون، وقتی که بارون می اومد وقتی که رو زمین گرم، بارونی از خون می اومد هوای دشت کربلا، رنگ سیاهی می گرفت وقتی که عطر بوی سیب، به قتلگاهی می اومد یه کودک از نسل حسن، به سمت گودال می دوید گاهی زمین می خورد گاهی، خودشو رو خاک می کشید وای مادرم4 عموحسین هرچی داری، دارن به غارت می برن اینایی که من می بینم، حتی سرت رو می برن الهی عبدالله تو، برای زخمات بمیره نمی ذارم که عمومو، دشمنم ازم بگیره این شبا هر شب توی خواب، خواب بابامو می بینم خواب می بینم توی بهشت، رو پای بابام می شینم عمو حسین4
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.