
متن مداحی
دنیا از سنگه ولی، آیِنه هستیم ما دو تا شبِ آخر، پیش هم، خسته نشستیم ما دو تا چقدَر، خالیه جایِ مادرت من بمیرم واسه اون چشمِ ترت دستتو بزار رو قلبمو ببین دارا کَنده میشه قلبِ خواهرت نفسم تنگه و این خیمه شبیه قفسه الهی داداش برا من، صبحِ فردا نرسه جونِ زینب، تو به من، حرفِ هجرونو نزن ای برادر، خیلی سخته، بی تو آواره شدن *** می زارم بازم حسین جان، رویِ شونت سرمو کنارت حس میکنم، رایحۀ مادرمو یادته، لحظههای آخرشو یادته، دستمالِ دورِ سرشو خونه رو وقتی میخواست جارو کنه میگرفتم، زیرِ بال و پَرشو یادته، هر کاری کردم، بگه میمونه، نشد بعدِ مادر دیگه اون خونه برام خونه، نشد دردِ بازوش دیگه خون، به دلِ خونه میکرد باز با اون حال، موهامو شونه میکرد *** خاطرههاش دوباره، میگیره قابِ چشامو خیلی وقته که گرفته، دیگه خوابِ چشامو یادته، یاسِ کبودِ تنشو گُلای سرخِ رویِ پیرهنشو با همون دستِ شکسته یادته روزِ آخر، پیروهن دوختنشو ...
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.