
متن مداحی
دوباره سفرۀ شب زنده دارها وا شد دوباره مسجد و محراب خانۀ ما شد دوباره زمزمۀ دانههای تسبیحم دوباره دست دعای من و مفاتیحم دوباره با شهدا افتتاح میخوانم و پای دین خدا با امام میمانم دوباره بال گشایم دو دست خالی را فرازهای ابوحمزۀ ثمالی را ببار ابر خطاپوش ماه رحمت شد ببخش صاحبِ خانه دوباره زحمت شد صدای دعوت و این سفره های نورانی منی که بی سرو و پایم کجا و مهمانی کنار سفره من آداب را نمیدانم فقط رسیدهام و خواب را نمیدانم دلا بیا که خطا را به آه میبخشند بیا بخواطر زهرا گناه میبخشند به روزه خوار بگو توبه در حضور اینجاست هزار توبه شکستی بیا غفور اینجاست کنار یار نشستن چه لذتی دارد گناهکار هم انگار عزتی دارد به جز کنار دعا خوان دلم نمیماند دلم گرفته چرا روضهای نمیماند افتاده بود روی زمین زیر دست و پا شعرم تمام میشود اینجا روایت است نه ذوالجناح دگر تاب استقامت داشت نه سید الشهدا بر جدار طاقت داشت هوا ز جور مخالف جو ویرگون گردید عزیز فاطمه از اسب واژگون گردید (خسته بود آقا تازه روی اسبش نشسته بود آقا)
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.