
متن مداحی
دوباره مرغ دلم آشیانه میخواهد دعای نیمه شبی عاشقانه میخواهد نشستهام به سر خوان سفرهداری که برای بخشش بنده بهانه میخواهد چقدر هیزم خشک گناه آوردم چقدر آتش این دل زبانه میخواهد بیا که خاک مرا زیر و رو کنی ای اشک درخت خشک وجودم جوانه میخواهد بجوش چشمهی اشکم که سینهام امشب برای شستن دل، رودخانه میخواهد (سری به گوشهی ویرانهای بزن)2 که در آن زنی خمیده و مضطر شبانه میخواهد که جسم شاپرکی را به خاک بسپارد برای او حرمی محرمانه میخواهد ز ترس نیزهی این نیزهدار بیاحساس مزار این گل خود بینشانه میخواهد گلی که گردن او مانده در غل و زنجیر سرش شکسته و گیسوش شانه میخواهد شهید عاطفه را زجر میکشد، آری فنای عشق شدن تازیانه میخواهد عدو بهانه گرفت و زد وبه او گفتم بزن مرا که یتیمم بهانه لازم نیست
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.