
متن مداحی
دوباره چشم ترت میهمان باران است فدای سینهی تنگت که داغ مهمان است حسین! چشم تو را زخمکرده میبینم هزار سال گذشت و هنوز گریان است مَریز روی سرت خاک، خاک بر سر ما شبیه گیسوی تو حال ما پریشان است میان گریه نفَسکِش به هقهق افتادی هنوز اوّل ماه است و غم، فراوان است غم حسین کشیدیم اگر که جانسختیم اگر به مردمِ ما حرف مرگ آسان است غم حسین کشیدیم اگر که فهمیدیم که مرگ سرخ بِه از ننگ نقض پیمان است کسی که پیرُهن مشکیاش به تن نکند به صد کفن اگر آید به حشر، عریان است تو هم کنار ربابی تمام سال آنجا که سایبان سرش آفتاب سوزان است اگر که سر به بیابان گذاشت حق بدهید که دید گریهکنش وحشیِ بیابان است سری به نیزه بلند است در برابر زینب سری که شانهزنش مادری پریشان است
نظرات
۰/۲۰۰۰
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.