
متن مداحی
(دور هم دوباره جمعیم، سر سفره ی کریما)۲ خوبه بعضب وقتا با هم، یادی کنیم از قدیما صفای قدیما یه چیز دیگه بود خدایی، بخونید، دوباره، بشه دلا کربلایی (این دل رمیده ی من در انتظار حرم یاره)۲ میخواد شیش گوشه ببینه، جز غم و زاری کاری نداره آخرش از عشق تو مولا میمیرم میمیرم میمیرم بخدا کربلای با صفاتو میبینم میبینم میبینم به خدا اگه ساقی حسینه ، من می نخورده مستم به کوی او ببازم، تمام بود و هستم آقام آقام آقام حسین... تو هزار و اندی ساله، پادشاه عالمینی من عوض شدم عزیزم، تو همون امام حسینی ای عشق قدیمی، از بچگی مبتلاتم رفیق صمیمی، دیوونهی کربلاتم دیوونهی کربلاتم، از بچگی مبتلاتم سینه زن روضههاتم، مدیون چشماتم وقتی شبا بیقرارم سرمو رو تربت میزارم تو رو به یادم میارم، دلبر و دلدارم همه ی عشق ما، عطر سینهزنا، قربون پرچم حرم کربلا آی گنه کار و گرفتار، با حاجت بگو ابالفضل برا دیدن ضریحت دارم آرزو ابالفضل من امشب، دوباره، جنون و از سر میگیرم میگم یا، ابالفضل، تا حرمش پر میگیرم یا ابالفضل که میگم، عشقو از سر میگیرن یا ابالفضل که میگم، دلمو زر میگیرن یا ابالفضل که میگم، به حرم پر میگیرم یا ابالفضل ... یا ابالفضل که میگم، توی هفت اسمونم یا ابالفضل که میگم، چی بگم از جنونم یا ابالفضل که میگه، مادرش میگه جونم یا ابالفضل... سرمستم، پیاله به دستم، دوباره نشستم به پای ابالفضل دل مجنون، زده به بیابون، به نیت ایوون طلای ابالفضل آقامه ... یا ابالفضل قشنگترین آقامه... الهی خدا نیاره، یه لحظه ازت جداشیم به ما میرسید خدایی، الان زینبیه باشیم (برا این که امشب، صفا کنن زینبیون)۲ بخونه، دوباره، خود حاج رضا برامون تو به زینب گفتی، سر شاهانه دختر حیدر باش، ولی مردانه کاش ابالفضل باشه، ببینه وقتی میری میجنگی با، ابن مرجانه بگو بسم الله من، دختر علی ام جای مولا روی، منبر علی ام اگه میدون میرفتم، تو کرببلا همه فکر میکردن، پسر علیام... چادرم روی سر، خودِ زره علی خطبه روی منبر، زِ حنجر علی خشم من ابروی، پر از گره علی اسکتو خیبر، در محاصره ی علی (تو به زینب گفتی ای ملک بانو )۲ دختر زهرایی، بایدم خانوم رو کنی و، به عباسمم گفتم، همیشه پایین پات بزنه زانو پا بزاری روی زانوی قمرم، تا بگه به عباس مادرم پسرم تو ببینی سقا رو بگی به خدا، منو میندازی یادعلی پسرم (دل عالم مست یه عقیله و قمره)۲ ذکر ما پیوسته ی عقیله و قمره هستیمون از هست ی عقیله و قمره بنی هاشم دست ی عقیله و قمره یا علی گفت و هوش، از عدو رفته از تمام کوفه، آبرو رفته چادرش محکم بود، هر کی جز این گفت تابه موی سر تو، گل فرو رفته یا علی گفت و خطبه را زمزمه کرد یا علی گفت و هدیه به فاطمه کرد یا علی گفت و محکم علم را گرفت یا علی گفت و زد شام و علقمه کرد وقتی پا میکوبه قدم قدم علیه ... باز عدو آشوبِ علم علم علیِ
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده — اولین نفر باش.